***معصومه ناز ما ******معصومه ناز ما ***، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 2 روز سن داره
**فاطمه بانوی ما ****فاطمه بانوی ما **، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 5 روز سن داره

معصومه ، مسافر بهشت

غذا های معصومه بانو

                    معصومه 17 ماهه:  چند نوع از صبحانه نهار و شام فسقلی ما! چون معصومه عاشق تخم مرغه بیشتر صبحانه هاش همراه با تخم مرغ و بلدرچینه. نیمرو بلدرچین نیمرو با بادوم نیمرو با خرما خشک که خیلی دوس داره سمبوسه پنیر و گردو با چای و خرما املت خرما زیاد دوست نداره اما چند لقمه به زور میخوره نیمرو بلدرچین با آب پرتقال که عاشقشه نیمرو بخار پز عاشق زردشه فرنی اخمو حریره بادوم چای و تخم مرغ آب پز   نهار و شام قرمه سبزی که عاشقشه با ماست و خیار آب گوشت خیلی دوس داره شوید پلو با مرغ ماکار...
15 بهمن 1391

و دیگه چییییییی؟

معصومه 16 ماهه: وسطای دی ماه بود دخملم واضح واضح گفت آب بازی . اونقدر قشنگ گفتی که من مردم یه جیغ کشیدم و افتادم یایایی هات! عروسکاتو بغل میکنی و میگی یایایی یعنی لالایی. به شام میگی آم تا میگم معصومه بریم شام بیاریم به آشپزخونه نگاه میکنی و میای دستمو میگیری میگی میا می آده؟ یعنی میای بریم ؟ تازه وقتی دارم شام درست میکنم کنار گاز دستاتو بالا میاری یعنی بغلم کن منم ببینم. یه کار جالب دیگه اینکه یه کار بدی که میکنی و خودتم متوجه میشی میزنی رو پاتو نفس عمیق میکشی میگی بابابا یعنی وای وای وای دستمو راه به راه میگیری میبری جلو یخچال میگی آب بدیم آره؟ یعنی آب میدی ؟ فدات بشم مننننن. چیزی از دستت میوفته میگی ا...
15 بهمن 1391

یه ماه حرف نگفته!

معصومه16 ماهه: سلام عزیزم دختر نازم و دوستای قشنگم اومدم تا بگم یه ماه به ما و معصومه بانو چی گذشت. اوایل 17 ماهگیت دختر نازم دیگه بدون کمک میتونستی از پله آشپزخونه بالا و پایین بری و کلی ذوق میکردی و همش این کارو تکرار میکردی. قربونت برم مننننننن 13 دی ماه بود که میگفتی عدید یعنی عزیزم د به من یعنی بده به من بیی یعنی بله اس یعنی اسب دایییییی یعنی دایی جیس دیدم یعنی جیش کردم ...
15 بهمن 1391

سلام سلام ما اومدیم

سلام به روی ماهتون  سلام به دخمل نازمون ببخشید مامانی یه کم دیر شد . بازم اومدم تا خاطرات قشنگتو با شیطنت های جالبتو بنویسم عزیزم. عزیز دلم الان خوابی و من میتونم بشینم بنویسم زمانی که بیداری اصلا اجازه نمیدی.  دلم برای وبلاگت و دوستای قشنگمون یه ذره شده . به همه از اینجا سلام گرم خودمو اعلام میکنم و از اینکه تو این یه ماه و نیم ما رو تنها نذاشتن و برام پیام میذاشتن ممنونم. ...
13 بهمن 1391

خداحافظی

سلام به دختر عزیزم ودوستای قشنگمون من امروز اومدم خداحافظی یه ماهه کنم کار خیری در پیشه که باید انجامش بدم و بعد ان شاالله میام و برات مینویسم عزیزم و اگه کارمون به سلامتی انجام شد برات تعریف میکنم دلبندم . کامپیوتر تعطیل . اینترنت تعطیل چون خیلی برام مشغله فکری ایجاد کرده و میخام یه چند وقتی برای خودم باشم تا کارمون به درستی و سر موقع انجام بشه ان شاالله . همه خاطراتت رو برات مینویسم عزیز دلم و مطمئن باش چیزی از قلم نمیوفته دختر ناز . عکسای نازتو برات درست کردم شاید اون آخرین مطلبی باشه که فعلا برات میذارم و باز برمیگردم قربون مهربونترین دختر دنیا بشم من . عاشقتم مامانی مخصوصا زمانی که با زور بوسم میکنی د...
30 آذر 1391

یلدات مبارک

سلام عزیز دلم جوجه زیبای من یلدات مبارک سلام جوجه های مامان و بابا یلدای شما هم مبارک عاشقانه ترین لحظه های زندگیم مال تو عزیزم ، همسرم ، همدلم ، شریکم ، همدردم یلدات مبارک                                                        معصومه ما ، دنیای زیبایی برایمان ساختی که تیرگی و خستگی و سردی این دنیا برایمان نامفهوم شده.خدایا این زیبایی زندگیمون رو حفظ کن و در آغوشت سلامت بدار آمین    معصومه 15 ماهه: هزار ماشاالله به تو دلبندم توی این چ...
28 آذر 1391

دست گل های معصومه

معصومه15 ماهه: سلام مامانی من یه خولده سلما خوردم مواظبم باسی زود خوب میسم مامانی عسلم خیلی سخته چون مجبورم غذاهای سرخ کردنی درست نکنم و به شما هم آب پز و بخارپز بدم ببخشید عزیزم. یه چیز جالب و خنده دار واسه دخملی مامان وبابا ر عزیزم دخترم فدات شم چند روزه که با مامانی حرف میزنی و منم میفهمم که چی میگی اما اونقدر اتفاقی و سریع رخ میده که نمیتونم ضبط کنم . خیلی جالبه که تا مامانی عطسه میکنه تو هم ادامو در میاری و بهم میخندی بلاچه مامان توکه سرما خورده بودی من بهت نمیخندیدم. گیر دادی به دوربین عکاسی و باهاش ور میری آخه یاد گرفتی چطور روشن و خاموشش کنی لنزش داغون شده.گوشی موبایل من هم همینطور داغونش کردی دائم داری باهاش عک...
22 آذر 1391